تبلیغات
♥♥♥دل نوشته های یه دختر تنها ♥♥♥ - برداشت اول

♥♥♥دل نوشته های یه دختر تنها ♥♥♥

 

امشب تصمیم گرفتم شروع کنم به تعریف زندگیم. زندگی که خیلی برام شیرین بود ولی با اومدن یک خر تلخ تلخ شد همه ی ماجرا بر می گرده به بهمن ماه سال88 من همیشه تو زنگیم به این معتقد بودم که داشتن دوست پسر و این حرفا هیچ فایده ای نداره و میشه گفت من یه فمنیست بودم که از پسر های فامیل تا... هر کس که شما فکرش رو بکنی رو می چزوندم اون روز مثل همیشه خسته از مدرسه اومدم که چشمم به گوشیم افتاد که یک شماره ی نا آشنا 2 بار تک و یک  اس ام اس  که توش نوشته بود یه چیزی شبیه این اگر چه از تو دورم آما یادت را در سینه دارد اول گفتم بیخیال شاید اشتباه  شده اما دوباره تک زد من هم یه اس دادم که شما؟ اونم مثل همه ی پسر را که فکر می کنن اگه زود خودشون رو معرفی کنن از غیرت مردانشون کم میشه جواب داده بود یه منتظر عاشق  من دیکه بهش جواب ندادم تا اینکه بهم اس داد که من تو رو میشناسم  تو من رو نمیشناسی؟داشت مغزم میترکید گفتم شاید می خواد خلع سلاحم کنه که گفته من تو رو میشناسم بهش اس دادم گفتم خیر شما رو نمیشناسم و نمی خوام هم که بشناسم چند دقیقه از این عمل پسر دور کن من نگذشته بود که یک پیام حاوی تمام اطلاعاتم (اسم-نام خانوادگی-نام پدر-شغل پدر و مادر-و...)داشتم سنکوپ میکردم فکر کردم شاید یکی از دوستامه سر کارم میزاره !!! اما چند دقیقه نگذشت که برام اس زد تعجب نکن من آشنا هستم فرصت زیاده آشنا تر هم میشیم ............

برای امشب بسه داده بابام بلند شده که ساعت2 نمی خوای بخوابی ؟برام نظر بزارین که حدس میزنین این کیه؟؟ دوستتون دارم بای

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، بلاگر www.Bloger.Rozblog.Com


نوشته شده در جمعه 3 اردیبهشت 1389 ساعت 01:12 ب.ظ توسط زهرای تنها نظرات |


Design By : Pichak