تبلیغات
♥♥♥دل نوشته های یه دختر تنها ♥♥♥ - شهر من ....

♥♥♥دل نوشته های یه دختر تنها ♥♥♥

سلام به دوستای گلم خوبین؟ببخشید دیر اومد خیلی سرم شلوغ بود این اینترنت هم هر لحظه یک مشکل واسش پیش میاد باید هر چه زود تر اینترنتم روadsl کنم....
اما خاطرات هفته ای که گذشت:
متاسفانه به علت اتمام ماه رمضون مهمامان عزیز به شهر ما هجوم آورده و شهر ما به شهر72 ملت تبدیل شده  و این قدر شلوغه که نمیشه رفت بیرون شبا هم که میخوای بری دو قدم پیاده روی کنی اینقدر همه جا چادر زدن نمیشه!!! از داخل میدون ها تا پارک و.... هر جایی که شما فکرشو بکنید
مثلا اون شب دور از جان گفتیم بریم پارکی که نزدیک خونمونه ....
اولن کلی گشتیم  جایی رو پیدا کنیم که چادر نباشه که بتونیم بشینیم
چند دقیقه نگذشته بود که بوی انواع غذاهای محلی و غیر محلی همه ی فضای پارک رو گرفت حالا ساعت چند بود 23:30!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خلاصه قید پارک رو زدیم و اومدیم خونه....
روز بعد دوستم بهم زنگ زد که بیا بریم خرید
چشمتون روز بد نبینه  این قدر همه جا شلوغ بود و انواع قومیت ها اومده بودن ما دست از پا دراز تر بدون این که حتی یک تیکه جنس خریده باشیم اومدیم خونه....
از همین جا ز مهمانان دقیقه90 خواهش میکنم به منازلتون برگردیم
بابا مگه بچه مدرسه ای ندارین؟
دلم میخواد شهرمون دوباره مثل قبل بشه!!!!
مراقب خودتون باشین تا آپ بعد فعلا بای
نوشته شده در شنبه 27 شهریور 1389 ساعت 12:46 ب.ظ توسط زهرای تنها نظرات |


Design By : Pichak