تبلیغات
♥♥♥دل نوشته های یه دختر تنها ♥♥♥ - برداشت چهارم

♥♥♥دل نوشته های یه دختر تنها ♥♥♥

خوب بریم سراغ ادامه ی ماجرا تا اونجا براتون تعریف کردم که در افکارم سرچ کردم و دریافتم به احتمال90% جناب خر رو از طریق مادر گرامشون بتونم بشناسم و اما ویژگی ها ی  این خانوم یک* ایشون از جمله افرادی بودند که حتی شب ها هم با چادر و ساق می خوابیدندArabic Veil(خواهشن به افراد با حجاب بر نخوره) دو* بسیار فرد ساکت و بی سرو صدایی بودند سه* و به ایشون با این ویژگی ها داشتن چنین پسری بعید بود خلاصه من که از خوشحالی در حال رقص درونی بودم به جناب خر اس دادم و نام این خانوم محترم رو بردم و ایشان که قبلا گفته بودم در نوشتن پیامک لاک پشت صفت بودند برای اولین بار خیلی سریع پر از غلت جواب دادند(( عافرین ب حوشط از کجا فحمیدی؟؟؟؟؟؟))اما این خانوم کی بود؟این خانوم مدیر راهنمایی بنده بود که ما با آنها تقریبا ارتباط خانوادگی داشتیم ولی من تا به حال شازده پسر(دوباره حالت تحوی من شروع شد)ایشون رو ندیده بودم و از زمانی که ایشون مدیر من بودن چندین سال می گذشت . من هنوزم مثل اسفند رو آتیش بودم که خدایا این شماره ی منو از کجا آورده؟ از من چی می خواد؟ و کلی سوال دیگه...... برای امروز کافیه راستی اگه شما تونستین به سوال های من جواب بدین؟ نظر هم بدین دوستتون دارم بای!


نوشته شده در جمعه 10 اردیبهشت 1389 ساعت 11:33 ق.ظ توسط زهرای تنها نظرات |


Design By : Pichak